Posted by: vaxiti | جولای 19, 2008

کبوتر بچه کرده…

DSC00605

اين هم يه کبوتر فاخته يا به عبارتي يا کريم يا به قول ما اصفهاني ها پاختري (کسره روي ت) که روي جاره خونه کرده کرده ازي اين جارو هاي فراشي

واقعا اين نوع پرنده حيوان احمقيه هي تخم ميذاره هي گربه ميخوره بازم ميره همونجا تخم ميذاره يک جاهايي خونه ميکنند که اصلا آدم شاخ در مياره عاشق مهتابي هستند بيشتر توي ايوان خونه ها اگه مهتابي باشه خونه ميذارند.

Posted by: vaxiti | جولای 19, 2008

This week point

Technorati Tags: ,

 

 

never cut what can be untied

Posted by: vaxiti | جولای 16, 2008

سر رسيدي از پس تاريخ

پيش نويس:

  1. 1- ديروز رفتم مدارک اعزام به خدمت رو پستيدم . دو روز قبل تر هم رفته بودم واکسنها رو زدم و مثل قبل باز تب کردم ولي اين بار خفيف تر من به اين واکسن مننژيت حساسم.
  2.  
  3. 2- بالاخره اين لايو رايتر کذايي رو درستش کردم وقتي بازش ميکردم يه ارور مي داد که فايل بک آپ فلان رو پيدا کردم پاک کنم يا نگه دارم و من هر بار مجبور ميشدم دوباره تنظيمات وبلاگ رو انجام بدم
  4. منم اومدم اول يه پوشه به اسمه My Weblog Posts-back رو پاک کردم و بعدش لايو رايتر رو پاک و مجددا نصب کردم آخا قبلا دوباره هم که نصب ميکردم نميشد.

حالا اصل مطلب :

ديروز رفت بودم خونه خاله جان که نبودن منزل ، رفتن سفر حج. رفتم توي زير زمينشون يه نگاهي به کتابهاي داستان انگليسي شون بندازم البته قبلا اجازه گرفته بودم. دنبال کتاب داستان ميگشتم که البته همشون قديمي بودند و زياد به درد نمي خوردند. لابه لاي کتابها يه سررسيد از دوران پهلوي پيدا کردم سال 2537 که فکر کنم همون سال انقلابه يعني 1357

يکسري از تاريخها و مناسبتها رو که جالب بودند با موبايلم عکس گرفتم ولي کيفيت نداره براي همين يکي دوتا رو عکس ميذارم بقيه رو مي نويسم. مناسبتهايي رو که ديگه توي تقويم نيست بيشتر گرفتم و مناسبتهاي مذهبي رو هم ننوشتم. گفتم شايد براي شما هم جالب باشه.

DSC00581 DSC00582

دوشنبه 7 فروردين - عيد نوروز- زادروز والاحضرت شاهدخت ليلا پهلوي

دوشنبه 4 ارديبهشت - سالروز تاجگذاري اعليحضرت رضا شاه کبير 2485 - سالروز تاسيس راديو ايران 2499

جمعه 8 ارديبهشت -  زادروز والاحضرت شاهپور عليرضا پهلوي 2525

شنبه 16 ارديبهشت - آغاز هفته ايران باستان

دوشنبه 25 ارديبهشت - زادروز والا حضرت شاهپور غلامرضا پهلوي

پنجشنبه 15 تير - روز جهانگردي - آغاز جشن توس

دوشنبه 19 تير - پايان جشن توس

چهارشنبه 2 امرداد - سالروز در گذشت اعليحضرت رضا شاه کبير 2503

دوشنبه 9 امرداد - روز نفت

شنبه 28 امرداد - سالروز رستاخيز ملي

شنبه 25 شهريور - آغاز سي و هفتمين سال سلطنت شاهنشاه آريا مهر

DSC00604

يکشنبه 16 مهر - آغاز جشن مهرگان - روز معلم

پنجشنبه 4 آبان - سالروز ميلاد اعليحضرت همايون شاهنشاه آريا مهر

زادروز والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوي

سالروز تاجگذاريشاهنشاه آريا مهر و اوليا حضرت شهبانوي ايران

چهارشنبه 9 آذر - آغاز هفته روشندلان

چهارشنبه 29 آذر - سالروز ازدواج فرخنده اعليحضرت آريا مهر و اوليا حضرت فرح پهلوي شهبانوي ايران

جمعه 6بهمن - سالروز انقلاب شاه و ملت

DSC00598

پنجشنبه 3 اسفند - روز رضا شاه کبير (کودتاي سوم اسفند )

پنجشنبه 24 اسفند - زادروز اعليحضرت رضا شاه کبير - روز پدر

 

 

Posted by: vaxiti | جولای 15, 2008

Links For 25/04/1387

به گفته 2 موسس هات ميل

براي طراحان آماتور و حرفه اي

به عنوان برنامه نويس توصيه مي کنم بخونيدش

آموزش نحوه چک رکدن آفلاين جي ميل در اوبونتو

تقسيم بندي شرکت هاي نرم افزاري

Posted by: vaxiti | جولای 14, 2008

از دست دادن يک شغل موفق

career_success

از اين کارها توي ايران به ندرت پيش مياد نه؟ مي پرسين چه کاري؟ کاري که روزي 1-2 ساعت وقت بذاري در ازاش 20 ، 30 هزار تومن گيرت بياد بدون دردسر.

ولي خوب شنيديد که باد آورده را باد ميبرد

ماجرا از اين قراره توي ارديبهشت ماه بود فکر کنم يه شرکتي اطلاعيه داده بود که چند تا وبلاگ نويس استخدام ميکنيم. من گفتم شايد يه شرکته يه سايتي چيزي داره ميخاد براي مديريتش چند نفر رو استخدام کنه. من هم فرم رو هويجوري پرش کردم .

يک ماه بعد خانومي زنگ زد و گفت که اگه مايليد با ما کار کنيد يه سري به ايميل بزنيد.

رفتم ديدم من ايميل از اين قراره که ما بايد براي شرکت وبلاگ بسازيم توي بلاگفا يا پرشين بلاگ حداقل 5 پست و مطالب آزاد فقط بايد توش تبليغ شرکت رو بکنيم و آدرس رو گرفت تا فرم استخدام رو ارسال کنه. من هم شروع کردم .

توي اين مدت فراز و نشيبهاي زيادي بود از جمله قوانين وبلاگ نويسي تغيير کرد يه چيزهايي ممنوع شد و.. تا هفته پيش که شرکت تصميم گرفت مبلغ رو نصف کنه و به هر وبلاگ 15 هزار تومن ميدن و اعتراض ما هم هيچ اثري نداشت.

و در آخر ديشب ايميلي دريافت کردم که گفتن خوش اومديد ما ديگه وبلاگ نويس نميخاييم. من حدس ميزدم همچين کاري کنند ولي فکر نميکردم به اين زودي، ميگفتم حداقل تا آخر تابستون اين کار رو نميکنند.

خوبيش اين بود من 300 هزار تومني کاسب شديم.

بله اين هم شغل باد آورده اي بود. هر چند سختي هاي خودش رو داشت.

نصيحت: اگه به شما هم توي ايران [تاکيد ميکنم توي ايران] همچين شغلهايي پيشنهاد شد زياد بهش دل نبنديد و هميشه منتظر اخراج باشيد گرچه اگر پول خوبي ميدن از همون فرصت هم استفاده کنيد خودش يه جور شانسه.

Posted by: vaxiti | جولای 14, 2008

Links For 24/04/1387

تاثيرات تبادل لينک در افزايش بازديد و جستجوي موتورهاي جستجو

سرويس جديد وب

آشنايي با يک مجله ايراني در زمينه کارافريني

معرفي کتابي که به معرفي کارافرينان موفق و مشکلات آنها در سالهاي آغاز کار ميپردازد

من که اين کتاب رو دارم دنبال ميکنم

Posted by: vaxiti | جولای 12, 2008

سفر مشهد

 

بي ربط1: نمي دونم امروز اين لايو رايتر چش شده بود. مجبور شدم دوباره تنظيماتش رو انجام بدم.

بي ربط2: اين سايپا م مارو کشت يه پرايد فکسني ميخاد بده به ما ها چقدر آخه معطل ميکنه؟

DSC00576 

هفته پيش جاي شما خالي با “ح” و “ي” رفتيم مشهد بليط قطار نتونستيم بگيريم و با اتوبوس رفتيم. جمعه راه افتاديم ساعت 4:15 و روز شنبه ساعت 10 رسيديم مشهد. همونجا “ي” زنگ زد دانشگاشون که اگه استاده هست بره پروژه کذاييش رو تحويل بده ولي قضيه حسني و مکتب بود به خاطر کنکور دانشگاه تعطيل بود. رفتيم يه سوئيت گرفتيم و توي راه توي تاکسي متوجه شديم توي مشهد شلوغ شده بوده. راننده ميگفت به خاطر گروني و اين حرفاست.

خلاصه اينکه اين سه روز کارمون اين بود که بريم حرم و بخوريم و بخريم و بخوابيم و آخر شب هم فوتبال ببينيم.

رفتيم الماس شرق تا حالا نرفته بودم خيلي قشنگ بود بخصوص فوارش از همونجا بيشتر خريد کرديم. سرزمين عجايب هم سري زديم 10 هزار تومني پياده شديم من سوار اين گاوه هم شدم که ميتابه 2 دقيقه دووم آوردم “ح” يک و نيم دقيقه ولي بعدش يک کمر دردي گرفتم .

“ح” هم يه عروسک برد بد نبود سفر خوبي بود البته به خوبي 2 سال پيش نبود پيارسال خيلي جاها رفتيم کوه سنگي، باغ نادري ولي امسال نه. خوب چه ميشه کرد هم خودمون تنبلي کرديم و هم به خاطر کارهاي پروژه “ي” بود. آخرش هم مجبود شد يه روز بعد از ما هم بمونه مشهد و يک شب رو هم توي مسافر خونه طي کرد بود. عوضش با دوست مشدي “ي” هم آشنا شديم خوب پسري بود.

امسال عکس هم زياد نگرفتيم.

گفتم عکس، واقعا اين ملت ما چقدر بي جنبه اند همينجور گر و گر توي حرم از ضريح عکس ميگيرند با اين موبايلاشون اين موبايلها هم که قربونش برم به همه توهم عکاس حرفه اي بودن ميده بابا عکس هم ميخاي بگيري يکي، دوتا يا حداقل سايلنتش کن هي چليق چليق صدا در مياد آدم آرامشش ميريزه به هم. البته خودم هم از يه زاويه خوب توي صحن جمهوري يکي دو تا عکس با گوشيم از گنبد گرفتم که ميذارم اينجا

فقط خوبيش به اين بود که بليط قطار براي برگشت گيرمون اود چقدر هم گرونش کردن 24 هزار تومن برگشتنه هم 4: 15 راه افتاديم يک ربع به 1 چهرشنبه رسيديم اصفهان و بعد از ظهر هم رفتيم کلاس زبان.

واي نه استادمون همون استاد 2 ترم پيشه آقاي “ق” خيلي سخت گيره يه گيراي الکي ميده مثلا اگه خميازه بکشي فيل ميشي! براي همه 60 تا لغت درس ميگه جمله بنويسيد .

الان هم داستان اليور تويست رو داده بخونيم فردا هم بايد بريم بگيم.

DSC00574

DSC00568 

Posted by: vaxiti | ژوئن 20, 2008

کرامت

ديروز بعد از ظهر با خانواده و همکاران بابا که روابط خانوادگي داريم رفتيم باغ. بابا فرهنگيه باز نشسته است و خوب همکاراش هم فرهنگي اند ديگه. و توي اين پيک نيکها هم از اخبار روز مثل قضيه دانشگاه زنجان تا سياست داخلي و خارجي و خاطرات گذشته مثل شاگرد هاي قديمي که يکيشون لوله کش شده يکي سرمايه دار يکي ديگه رفته حوزه و همه چي بخصوص در مورد اداره آموزش و پرورش رد و بدل ميشه . دختر آقاي م گفت که حق عائله مندي بازنشسته ها  را حذف کردن. و شوهر خالش که اونهم بازنشسته آموزش و پرورشه حقوقش قبلا بالاي 200000 تومن بوده و اين ماه ديده فيش حقوقش شده صدو هشتاد و نميدونم چند زنگ زده به اداره گفتند حق عائله مندي رو برداشتن (دي :)

امروز با حسن تلفني صحبت ميکردم که گفت تبريک بهتون ميگم ! گفتم چيو؟ - حقوقتون رو کم کردن (منظورش حقوق بابا بود) و من موضوع ديشب يادم اومد گفتم: سر نمايندگان و غيره سلامت باشه پول چيه چرک کف دست اه اه انقدر بده اين پول. تازه يه ماجراي ديگه هم گفت که چونکه جناحي ميشه و من از موثق بودنش خبري ندارم بيخيال ميشم و

در همين رابطه چند ماهيه ميخام يه پست بزنم ولي موقعيتش پيش نيومده بود پدر من از مهر ماه 86 بازنشسته شده و قرار بوده تا قبل از بهمن ماه پاداشش رو بدن ( نمي دونم چند تا از شما از نحوه محاسبه اين پاداشها مطلعيد اونهايي که بلدند مي دونند که قسمتي از اين پول مال خود کارمندهاست که هر ماه درصدي از حقوقشون کم ميشه و موقع بازنشستگي درصدي رو هم دولت ميذاره روش و بهشون بر مي گردونه) داشتم ميگفتم از 9 ماه پيش تا حالا اين مبلغ پرداخت نشده، يه روز ميگن سهام ميدن يه روز ميگن نقد و خلاصه هر روزي يه چيزي و جالبه که ما صبح ها که شبکه خبر گوش ميداديم توي تيتر روزنامه ها هر روز يه تيتر پرداخت معوقه فرهنگيان بود. 

حالا خدا رو شکر که پدر من يه شغل ديگه هم داره البته مثل بعضي ها دولتي نيست.

Posted by: vaxiti | می 27, 2008

گريه کن

امروز ايميلي گرفتم با اين مضموم که در پايين عينا متنش رو آوردم .

اين ايميل به خودي خود قلب هر انساني رو به درد مياره ولي مطلبي رو من ميخام بهش اضافه کنم و به جاي انتقاد از دولت و شهردار پيشنهادي براش بدم:

نمي دونم شما اين برنامه جديد آقاي رشيد پور رو ميبينيد يا نه ! من چند تا از قسمتهاش رو ديدم

خطابم به آقاي رضا رشيد پور مجري اين برنامه است:  آقاي رشيد پور دو نفر از مهمانهاي شما طي اين چند برنامه از جراحان خوب کشور بودند و هر کدوم صاحب مسلک بودند يکي از

آنها در رشته جراحي پلاستيک و ديگري در رشته جراحي گوش و حلق و بيني کاري ندارم که سر جراحي دماغ بحث ميکردند و تعريف مي کردند که ما توي دنيا اوليم در جراحي

پلاستيک و از کشورهاي ديگه ميان اينجا دماغشون رو عمل ميکنند چون هم ارزون تره هم دکتر هاي ما بهترند ما رو توي فلان سمينار من رو نشون دادن گفتن ايشون تخصص دماغه و از

اين حرفها

شما در اين چند برنامتون به جاي اينکه توي بسته هاتون عکس جووني مهمانها ويا صداي دوستانشون رو پخش کنيد يک نفر از اين جراح ها رو دعوت کنيد و فقط عکسهاي اين بچه ها رو

نشون بديد همين.

اگه اين جراح ها اين بچه ها رو عمل کنند به خدا هم يک ثواب بردن و هم تبليغيه براي کار خودشون چه اشکالي داره؟

متن ايميل:

گريه کن گريه قشنگه

گريه سهم دل تنگ

ه گريه کن گريه غروره

مرهم اين راه دوره

گريه سهم دل تنگه

آقاي شهردار! آقاي رئيس جمهور! اين تصاوير را ديده ايد؟؟؟ در خبرها آمده بود که

شهردار محترم تهران مبلغ 3 ميليارد تومان را براي بازسازي لبنان اختصاص داد. آقاي شهردار اين تصاوير را قبلا ديده ايد؟ تصاوير کودکاني که به خاطر آتش سوزي در مدرسه و به خاطر

نبود بخاري گازي و امکانات گرمايشي مناسب به اين چهره افتاده‌اند … آيا ما کم حافظه شده‌ايم؟ آيا جناب شهردار يادي از اين عزيزان کرده اند؟ آيا کمک به مردم روستايي و به دور از

امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش براي کشورهاي ديگه واجب تر نيست؟ و بسيار پرسش هاي بي پاسخ ديگر …

نرگس براي عکاس نمي‌خندد

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌هاي چوبي در دست که در آن ‌چهره‌هايي متفاوت از تصوير فعلي‌اشان را نشان‌ مي‌داد، آتش به دلمان زد.

عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نبايد يک بخاري استاندارد در کلاسشان مي‌بود، و انگشت‌هاي ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسي کلاس سوم ما را ناخودآگاه به ياد حسنک کجايي، تصميم کبري، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگيز ديگر اين دوره انداخت.

نمي‌دانيم وقتي به درس پترس فداکار مي‌رسند، چه تصويري از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتي نمي‌دانيم آيا به خاطر گرمي مشعل دهقان فداکار، او را دوست مي‌دارند. دخترکان و پسرکاني با قاب‌هاي بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج مي‌زند، بچه‌هايي که رنگ نداشته ديوار خانه‌اشان حکايت از جيب خالي والدينشان براي هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان دارد و نمي‌دانيم چرا تا به امروز گره‌هاي چروک چهره‌‌هايشان که قرار بود ترميم شوند، هنوز باز نشده است و اين پرسش که آيا در ميان سيل پزشکان اين مرز و بوم کسي حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمي براي صورتکان اين بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.

نرگس در روستايشان مي‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان مي‌دود تا شايد با سر و صداي مرغ و خروس‌هاي خانه بتواند اندکي خود را تخليه کند.

نرگس در کنار ديگر بچه‌هاي قرباني غفلت ما در کنار بچه‌هاي روستا براي گرفتن يک عکس حاضر مي‌شود اما او براي عکاس نمي‌خندد.

نرگس دفتر مشقش را باز مي‌کند، به زحمت و با کمک دست ديگر مداد سياه را در دست مي‌گيرد و در سطر اول مي‌نويسد: اي کاش کلاسمان آتش نمي‌گرفت

اين ايميل را براي دوستان و آشنايانتان بفرستيد شايد به دست پزشكي ميهن‌پرست و انساندوست برسد و درد اين كودكانِ سرزمين خشكيده‌مان را مرهمي بخشد.

پي نون: عکسهاي بيشتري بود ببخشيد نشد آپلود کنم.

Posted by: vaxiti | می 20, 2008

نتايج ارشد

بذار يه چيز ديگه بگم دل همتون بسوزه نتايج ارشد رو زدن

من مجاز شدم ولي به زور اونم تو يک گر ايش. اينم ميگفتن نشدي خيالم راحت ميشد ديگه چه کاريه اينا ميکنند آخه براي چي انتخاب رشته انجام بدم ؟ نامردا الهي حرومشون باشه من 4،5 ماه خوندم

حسن مجاز شده توي همه گرايش ها، آي تي هم آورده

يعقوب هم که هيچ مجاز نشده از دم

عليرضا هم که فقط آي تي داده بود اونهم نشده

دوستان، من رو يه چند وقت ديگه ميتونيد سر چهارراهها ببينيد مواظب باشيد جريمتون نکنم اعصاب ندارمها

پي نون: رضا مجاز شده تقريبا رتبش با من يکيه اون هم توي يک گراي مجاز شده

Older Posts »

دسته‌ها