تخت فولاد

 

سلام

امروز به اتفاق پدر و مادر و مادر بزرگم رفته بودیم تخت فولاد (قبرستان قدیم اصفهان) که در اونجا پدر بزرگ مادریم و جد و جده پدریم و چند تا دیگه از خویشان متعلق به 2 نسل پیش تر خاکند. خیلی تغییر کرده بود بخصوص تکیه کازرونی.

نزدیک ترین اونها پربزرگم هست که سال 53 به رحمت خدارفته در سن چهل و هفت هشت سالگی بر اثر سکته مغزی شاید.

ولی مهمترین و معروفترینشون توی فامیل جد پریم هستش به نام حاج ملا محمود. زندگی جالبی داشته در جوانی پلیس بوده و مطابق زندگی اون زمان کشاورزی هم میکرده در ضمن ملای محل و امام جماعت مسجد محل هم بوده (حالا پلیس چه ربطی داره به آخوندی نمیدونم البته بگم یه جورایی موروثی بوده) در شبهای جمعه دعای کمیل در تکیه کازرونی تخت فولاد برگزار میکرده. مادر بزرگم میگفت روز قبل از فوتش (یکشنبه) گفت من فردا ساعت 2 بعدازظهر میمیرم و به سیف الله (عموی پدرم) بگو نره سر کار که من رو همون فردا خاک کنند به روز چهارشنبه نکشه (مثل اینکه اون زمان سه شنبه ها دفن نمیکردن) . می گفت با اینکه هنوز قبری نخریده بود محل قبرش رو در تکیه کازرونی بالای حوض زیر درخت کاج پیش بینی کرده بوده. مادر بزرگم ازش زیاد تعریف میکرد. ولی نمیدونم چرا هیچ کدوم از پسرهاش و حتی نوه هاش دنبال راهش رو نگرفتن و روحانی نشدند؟

توی تکیه قشقایی هم پدر و پدر بزرگ مادر بزرگم خاکند (خیلی دور شد نه) اونجا هم سری زدیم باز هم تغییر کرده بود هر دفعه ما میریم یه چیزی اضافه یا کم شده یا سنگ قبرها جابجا شدند .

بعد از بازسازی چند سال پیش سنگ قبر یکی از عموهای پدرم که در جوانی فوت شده بود گم شده.

DSC00661 DSC00664

DSC00665

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: