کوه های اشترانکوه قله سنبران

 

روز اول: سه شنبه 9 مهر 87

سه شنبه ساعت 2 بعداز ظهر وعده دم در منزل دایی اعضای گروه 4 نفر ساعت 2:30 به سمت ازنا حرکت شروع شد.

ساعت 6:30 به روستای تیون میرسیم و به خانه کدخدای ده که دوستی طولانی با دایی داره میرسیم و با استقبال گرم او مواجه میشیم. از ما با کره، ماست، پنیر و گردو و عسل پذیرایی میکنه و ما رو حسابی شرمنده میکنه لباس ها رو عوض میکنیم وکوله ها رو برمیداریم و به سمت جانپناه اول به اسم گل گلحرکت میکنیم.هوا بسیار تاریک و شب عید فطر و ماه در آسمون نیست . سگ های روستا با پارس کردن از روی پشت بوم خانه ها ما رو بدرقه میکنند. هرچه از روستا دورتر میشیم هوا تاریک و تاریک تر میشه به طوریکه حتی جلوی پا رو هم به سختی میشه دید. ولی زیبایی آسمون و ستاره هاش نمیذارند از سختی راه و مسیر طولانی خسته بشیم. هوا کم کم سرد میشه و لباس گرم لازم. خیلی خوبه که موبایل در تمام مسیر آنتن میده. حسن بهم زنگ میزنه میگم ما توی راه قله هستیم. حدود ساعت 9 هم یعقوب تلفن کرد و تبریک عید گفت. هر جا برای استراحت میشینیم چند تا شهاب رو میبینیم.

یه جایی مسیر رو گم کردیم و مجبور شدیم از توی بته های خار مسیر رو طی کنیم تا اینکه دوباره به مسیر اصلی میرسیم. جوی آب و چشمه توی مسیر خشک شده. ساعت 1 به جان پناه اول ( گل گل) میرسیم ولی هیچکس غیر از ما توی جانپناه نیست. و این کمی عجیبه. از چشمه آب میخوریم و میخوابیم تا وقتی که بیدار بشیم.

DSC00670

روز دوم: چهار شنبه 10مهر 87

ساعت 9 بیدار می شیم. با آب چشمه یه صفایی به سر و صورت میدیم. و برای یک صبحانه چاق آماده میشیم البته صبحانه همون غذای آماده ای که از خونه آوردم گرمش میکنم. صبحانه و ناهار یکی شد. حدود ساعت 12 به سمت جانپناه دوم حرکت میکنیم کمی باد میاد و ابرها هم در راهند. مسیرتماما سر بالایی و هر چه جلوتر میریم شیب تند تر میشه و شدت باد بیشتر و ابر ها هم تیره تر میشن. هر از گاهی هم تگرگ  کوتاهی میزنه. ولی در کل این هوا به نفع ماست چون در مصرف آب صرفه جویی میشه.

2 تا گرده ماهی با شیب بسیار تند را رد میکنیم و باد همچنان تند تر میشه.در طول مسیر یکی دو تا یخچال پیداست. ساعت 5 به جانپناه چاله کبود میرسیم جانپناه کاملا از فلز ساخته شده و دولایه است وسطش پشم شیشه. دفعه پیش که در خرداد ماه اومدیم اینجا کاملا از برف چوشیده بود و مسیر قله هم پوشده از برف بود ولی حالا خبری از برف نیست. باد خیلی تندتر شده و از سرما دندونها به هم میخوره. یه چای زنجفیلی و یه شام داغ لوبیاگرم میچسبه. همونجا شب رو میخوابیم و  دم دمای صبح سردی هوا حتی از داخل کیسه خواب ملموسه.

DSC00676

DSC00671

DSC00683

DSC00686   

روز سوم: پنج شنبه 11 مهر 87

صبح ساعت 7 بیدار میشیم هوا خیلی آرامتر شده. صبحانه رو میخوریم و9 به سمت قله سنبران راه می افتیم. در وسط راه یه جایی کوله ها رو مخفی میکنیم و مابقی مسیر رو سبک تر حرکت میکنیم. محمد کولش رو میاره. منظره پایین خیلی زیباست و بخصوص مسیری که از جانپناه گل گل اومدیم ما رو در ادامه مسیر مصمم تر میکنه. ساعت 12 به قله  میرسیم . یه اس ام اس به دوستان و تلفن به خانواده از بالای قله یادگار خواهد ماند. منظره دریاچه گهر از بالای قله خیلی زیباست. اگه گفتید اینجا چی میچسبه؟ یه هندوانه تگری ولی افسوس و صد افسوس. البته عکس یادگاری و خوردن سیب هر کدام صفایی داره. واقعا منظره و سکوت اون بالا. تماشای پرواز عقابی در بالای دشت. پرنده هایی که در صخره ای در ارتفاع4150  متری قله لانه دارند.

بعد نیم ساعت توقف با  قله خداحافظی میکنیم و به سمت پایین حرکت میکنیم. در مسیر دو نفر دیگه رو میبینیم که دارند میان بالا جای بسی امید واری است بعد دو روز دو نفر رو دیدیم. ساعت 1:30 به جانپناه میرسیم و باهار رو صرف میکنیم. و به سمت پایین به راه می افتیم.عضلات روی ران من خیلی درد گرفته و در طول مسیر میلنگم و باعث کندی حرکت شدم. ساعت 6 به جان پناه گل گل میرسیم و شب رو در اونجا استراحت میکنیم.

DSC00699DSC00697 DSC00700DSC00701DSC00703     

روز چهارم: جمعه 12 مهر 87

ساعت 6 بیدار و بدون اتلاف وقت به سمت پایین را می افتیم و نزدیک ظهر  به روستا میرسیم و چنانچه پیش بینی میشد با استقبال حاجی روبرو میشیم. و با همون محصولات خانگی نا هار رو از ما پذیرایی میکنه و از خاطراتش تعریف میکنه که در زمان شاه راهنمای گروهی بوده که با برادر شاه غلامرضا پهلوب از اینجا رفتن به دریاچه گهر و برگشت ساواک با هلی کوپتر اومده اونها رو باز گردونده.

از زندانی شدنش توسط ساواک هم تعریف میکنه و افسر زن بازجویی که انقلابی بوده. و از او بازجویی میکرده.

لباسها رو عوض کردیم و بالاخره روستا رو ترک کردیم و ساعت 6 بعد از ظهر به اصفهان رسیدیم.

DSC00709DSC00710 

مطالب مرتبط:

اشترانکوه در ویکی

اشترانکوه ،آلپ ایران

اشترانکوه وب سایت کوه بان

دریاچه گهر نگین اشترانکوه

Advertisements

یک پاسخ

  1. * عکس دریاچه قشنگ بود.
    الان من دلم کوه رفتن خواست :دی ! خوش به حالت…
    * کاش مسیرش سبز و پر از درخت بود. 🙂
    بهترین فصل طی کردن این مسیر خرداد ماه که خیلی سرسبزه ولی الان خشکه ولی خوب زیبایی های خودش رو داره بخصوص دریاچه گهر من که تا حالا نرفتم ولی میتونی در موردش سرچ کنی ببینی چه بهشتیه واسه خودش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: